غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
190
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر شمهء از حال صلحآء افاضل آن ايام عليهم الرحمة من الله العلام يكى از اهل علم و تقوى كه بمجلس آن پادشاه سعادت انتما ميرسيد و از موايد انعام و احسانش محظوظ و بهرهور ميگرديد مولانا هبة الله است و او مردى بود بمحاسن اخلاق موصوف و بوفور علم و صلاح معروف بلغت سريانى و تركى عارف و از اصطلاحات متصوفه و مشايخ واقف امثال و حكايات بسيار بر خاطر داشت و همواره بصحبت امرا و حكام رسيده نقش نصيحت و موعظه بر لوح دل ايشان مينگاشت و مولانا هبة اللّه تركستانى الاصل بود و در آن اوان كه غازان در خراسان حكومت مينمود از بلاد توران بايران آمده بشرف ملازمت پادشاه رسيد و بانواع انعام و احسان مفتخر و مباهى گرديد و در وقتى كه غازان خان فتح عراق و آذربايجان فرموده ايلچى بخراسان فرستاد جناب مولوى را باعزاز و احترام تمام باردو طلبيد و بانعام نقد و جنس او را شاكر و مستظهر گردانيد خواجه رشيد وزير در جامع التواريخ چنين تحرير نموده كه چون مولانا هبة اللّه بدرگاه عالم پناه رسيد غازان خان او را به من سفارش فرموده حكم كرد كه رعايت حالش واجب دانم و آنچه مدعا داشته باشد به دو رسانم و من حسب الحكم ما يحتاج او را مرتب ساختم و به قدر مقدور باستمالت خاطرش پرداختم بعد از آن پيوسته مولانا هبة اللّه بملازمت پادشاه مشرف ميگشت و بين الجانبين در باب حكمت و عرفان سخنان سنجيده ميگذشت و من در اكثر مباحثات غازان خان را بر وى فايق ميافتم و تعجب مىنمودم كه حضرت ايلخانى با وجود تفوق در سخندانى بچه سبب بصحبت او مشعوفست و مجال استفسار اين معنى نداشتم تا روزى كه در غيبت مولوى پاشاه سخنى در غايت وقت بر زبان گذرانيد و فرمود كه اين مسئلهايست كه فهم هركس بكنه آن نرسد زيرا كه عموم خلايق در خزانه اسرار سلاطين راه نيابند بلكه خواص اصحاب اختصاص پى بدان سر منزل شريف نبرند و عوام از دور در و ديوار آن نگرند مانند شيخ هبة اللّه كه او را آن مرتبه نيست كه خود را بدرون خانه رساند لاجرم هرچه در بيرون آن خانه باشد داند من كه اين سخن را از خان زمان شنيدم فرصت يافته معروض گردانيدم كه چون اين معنى بر ضمير نورانى ايلخانى واضح است بچه سبب شيخ هبة اللّه را اين مقدار تعظيم مينمايند و بصحبت او اظهار ميل و رغبت ميفرمايند غازان خان جواب داد كه ما حكم فولاد داريم و امثال اين مردم حكم سنك فسان و فولاد اگرچه از سنك فسان صلبتر مينمايد اما فسان در حدت و جوهرش مىافزايد برين قياس هرچند كه مرآت خاطر خطير ما عكسپذير صورى گردد كه انوار آن هرگز در فضاى ضمير شيخ هبة اللّه پرتو نيفكند لكن بسبب مصاحبت او طبع ما را حدت و صفا از پيشتر بيشتر شود گويند كه مولانا هبة اللّه هم در زمان غازان خان درگذشت و در نواحى دار الملك تبريز مدفون گشت مولانا محى الدين مدتى مديد در زمان چنگيز خانيان قاضى القضاة ممالك آذربايجان بود و بصفت علم و عمل اتصاف داشته بر نهج امانت و ديانت بفضل قضاياء بر ايام اقدام مىنمود .